تبليغاتX
بفرمائید روضه
 
 
 
   
 
 
 
 

 نظر بدهيد

کاریکاتور

پدیدآورندگان: [محمد مهدی جعفریان]
۰۳ تير ۱۳۸۵ ۱۴:۴۴


    
طراح: محمدمهدی جعفریان
تا خورشید
 
 
 
مردی که عطر و بوی امام را می داد
پدیدآورندگان: [ نشریه ساعت صفر]
۱۵ مرداد ۱۳۸۵ ۰۳:۱۷


مردی که عطر و بوی امام میداد

مجید محبوبی

میرعلّام به طرف پنجره سر برگرداند. ستارگان در قاب پنجره می‌درخشیدند. شب از نیمه گذشته بود. مثل هر شب مطالعه ی درسش را تمام کرد. شعله ی لرزان شمع با فوت آرامش خاموش شد. سکوت دلپذیری در فضای مدرسه موج می‌زد. دلش می‌خواست باز از پله ها پایین برود، درحیاط مدرسه قدم بزند؛ ولی نرفت. ترجیح داد در ایوان پشتی بنشیندو به حرم امام علی نگاه کند. .هیچ چیز مثل نگاه کردن به مرقد پاک و مطهر امام برای او لذت بخش نبود . طلبه ها به حجره ای که او داشت، حسرت می خوردند . بارها از او خواسته بودند که حجره اش را با انها عوض کند؛اما او قبول نکرده بود.

شب سفره ی پر از مروارید خودش را بر آسمان نجف پهن کرده بود. ستاره های ریز و درشت، با شهاب هایی که گاه گدار از غربال آسمان  می گریختند و نرسیده به زمین خاموش می شدند. چقدردوست داشتنی بود غور در آسمان نجف،غور در آسمان دل، غور در آشیانه ی مهر یعنی حرم ! میر علّام در تفکری عمیق و لذتی بی پایان، پلک هایش را بست. آوازجیرجیرک ها از دور و نزدیک به گوش می رسید. لالایی شب های تنهایی. شب های خستگی از درس و بحث. شب هایی که خستگی نیز برای خودش لذتی داشت. پلک هایش گرم شد. خواب در چشمان خسته اش لانه کرد؛ اما لحظاتی نگذشت که صدایی غریب و ناشناخته او را از خواب پراند . صدای چه بود ؟ که بود؟نمی دانست. بر خاست و خیره حرم را نگاه کرد. بیشتر نگران قندیل ها بود. چشم هایش را مالید و دوباره نگاه کرد و ناگهان شبح مردی را دید که به طرف در ورودی حرم پیش می رود . پشت دیواره ایوان قایم شد .یقین کرد دزدی است که سراغ قندیل ها آمده است . با خود گفت:« ناکارش می کنم ، مگر این که از روی جنازه من رد شود و برود قندیل های حرم را بدزدد!»

سرک کشید و دوباره نگاه کرد.شبح همچنان آرام و ساکت جلو می رفت.اگر دزد را می گرفت می توانست از استادش مقدس اردبیلی جایزه بزرگی بگیرد. او هم استاد حوزه بود و هم امورات حرم را به عهده داشت. تقریبا همه کاره ی شیعیان ایشان بود. باید تلاش خودش را می کرد و نمی گذاشتد دزد در برود. اندیشید:«اگر خودم هم نتوانستم، صدایم را بلند می کنم تا همه اهل نجف بریزید این جا! نباید که گذاشت دزد سالم از این جا برود!»

شبح مرد در تاریکی پیش رفت و به در حرم رسید . بی صدا و در سکوت در بزرگ حرم باز شد. ضربان قلب میر علّام تندتر زد: «نکند نتوانم از پسش بربیایم !» مرد که رفت ،او نیز آرام از لبه ایوان گرفت و بلند شد. سپس بالاپرید وکمی روی دیوار چهاردست و پا راه رفت. بعد ازلبه دیوار آویزان شد و آرام به حیاط حرم لغزید. با رسیدن شبح به هر دری، انگار در خود به خود باز می شد و او جلو می رفت. قلب میر علّام داشت از سینه اش بیرون می پرید.«خدایا این کیست ؟ اگر دزد بود قفل ها را با کلید باز می کرد، یا می شکست، این که بدون هیچ زحمتی دارد پیش می رود!»

شبح به داخل رواق که رسید ایستاد. سلام کرد. انگارصدایی هم از درون به گوشش رسید؛ ولی او خیلی مطمئن نبود که صدایی از درون شنیده است. جلوتر رفت و در زیر دیواره سنگی نزدیک رواق نشست و گوش خواباند. دو نفر داشتند با هم آرام صحبت می کردند. دوباره به خودش جرأت داد تا نزدیک تر بخزد. هر چه نزدیک تر می شد صدا آشناتر به نظر می رسید.«خیلی شبیه صدای آقاست!» مقدس اردبیلی را می گفت. باز هم جلوتر خزید و دیگر شک نکرد.خود خودش بود. استاد داشت در مورد مساله ی علمی با کسی صحبت می - کرد.«عجب اشتباهی کردم من!خدا مرا ببخشید،‌‌‌‌‌ ببین چه کسی را با دزد اشتباهی گرفتم،خوب شد که حرکتی از خودم نشان ندادم؛ وگرنه دیگر نمی توانستم سرم را پیش استاد بلند کنم!»

آرام آرام عقب برگشت. وقتی مطمئن شد استاد صدای پاهای او را نخواهد شنید بیرون صحن دوید و منتظر ماند. چنان هیجان زده بود که نمی توانست در مورد چیزی که دیده بود فکرکند. فقط می خواست ببیند استاد در این وقت شب با چه کسی درداخل ضریح امام قرار داشته است. بیرون صحن،پشت تنه نخلی کهن قایم شد.صدای جیرجیرک ها همچنان یکنواخت به گوش می رسید.میر علّام منتظر خروج استاد از حرم بود.مدتی گذشت. ناگهان استاد سرفه آرامی کرد و از در حرم بیرون آمد. میر، دنبال استاد راه افتاد و سایه به سایه او حرکت می کرد. استاد از کوچه پس کوچه ها گذشت و از شهر خارج شد.

همه چیز برای میرعلّام مشکوک بود.«آقا‌دراین وقت شب کجا می رود،در بیابان چه کار دارد ؟ من باید از همه چیز سر در بیاورم!»

مسیر مسجد مقدس کوفه بود. مسجدی که امام علی درمحراب آن به شهادت رسیده بود. میر پا برهنه هیجان زده به دنبال استاد راه می رفت.«به گمانم می رود آنجا عبادت کند؛ ولی در این وقت شب چرا، لابد یک سری در کار است!»

رسیدند به مسجد کوفه. تاریکی مطلق بر همه جا سایه افکنده بود. چشم چشم را نمی دید. استاد از در مسجد کوفه که وارد شد، یک راست به طرف محراب رفت. میرعلّام نیز سریع خودش را به مسجد رساند و پاورچین پاورچین به طرف محراب رفت. نرسیده به محراب در پشت ستونی قایم شد. صدای مردی به گوش می رسید که نماز می خواند. تا به حال چنین صدای زیبا و لطیفی نشنیده بود. چنان دلنشین بود که میرعلّام آرزو کرد که کاش می توانست پیشش برود، از نزدیک صدایش را بشنود و به چهره اش نگاه کند. پشت ستون نشست و گوش خواباند. باز صدای استاد را شنید، داشت با مردی که نمازش تازه تمام شده بود حرف می زد. در مورد همان مسأله علمی که در حرم با کسی حرف زده بود. عقلش به جایی قد نداد. هنوز نمی دانست چه شده است.فقط احساس می کرد دارد آرام آرام رازی را کشف می کند.

ادامه دارد.....

 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 
 
بیا که باز مرا بیقرار خواهی کرد
پدیدآورندگان: [ نشریه ساعت صفر]
۱۴ مرداد ۱۳۸۵ ۱۷:۵۲


 

 

 

بیا که باز مرا بی قرار خواهی کرد

به یک اشاره زمین را بهار خواهی کرد


کمان و تیر بگیر و به کوی عشق بیا

عقاب کوه احد را شکارخواهی کرد


سکوت می شکند تکسوار وادی عشق

چنانکه در دل صحرا غبار خواهی کرد


هر آنچه موعظه کردم دلم مهار نشد

بگو برای دل من چه کار خواهی کرد


تو را به هرچه قسم آتش غزل بنشین

که رازهای مرا آشکار خواهی کرد


مهرداد نصرتی

 
 
 
مولای من...لحظه ها هم منتظرند »

سالها و ماهها و روزها و ساعتها و دقیقه ها و ثانیه ها و لحظه ها پی در پی می گذرند و تو را صدا میکنند.

می آیند و می روند تا تو را ببینند و نمی توانند.

دیروز و امروز و فردا به امید حضور تو رخ می نمایند اما...

اما دیروز فراموش می شود و امروز دیروز می شود و فردا امروز...

...ولی نمی دانند که در کجای این زمان و مکان خاکی به انتظار نشسته ای.

آری...

خود بیش از هر کسی منتظر آن لحظه رویایی هستی.

آن ساعتی که بیایی و مرهمی باشی بر دلهای شوریده و معشوقی باشی برای دلهای عاشق و منتقمی باشی برای مظلومان و دردمندان.

و آن لحظه، لحظه ایست که تمام ذرات این دنیای لایتناهی از ابد تا ازل در انتظارش بوده اند و هستند و خواهند بود و به عشق درک وجودت انتظارها کشیده اند و حسرت ها خورده اند.

...

و چه بگویم از پریشانی و درماندگی و بی لیاقتی خویش که دیدنت پیش کش،  هنوز نه درست می شناسمت و نه درست درکت کرده ام و این از نابخردی و غفلت من است که خود به آن معترفم.

ولی در تحیرم که با این رو سیاهی چگونه عشق و محبتت را در دلم قرار داده ای.

آقای من...

به خداوندی خدا با تمام وجود دوستت دارم که این دوست داشتن میراثی است برای دوستداران اهلبیت.

آنانی که در کودکی با تربت جدّت حسین(علیه السلام) کام می گشایند و با نوای اذان و اقامه و ذکر شریف اشهد انّ لا الله الا الله و اشهد انّ محمّد رسول و الله و اشهد انّ علی ولی الله شنوا می شوند.

آنانی که مادرت را مادر خویش می دانند و به فاطمه مرضیه(سلام الله علیها) ارادت دارند.

ارباب من...

حال که خود می دانم نمی توانم شیعه واقعیت باشم، خوشحالم که لااقل دوستدار تو و دوستدار دوستدارانت هستم.

مولای من...

می دانم که از آمال و آرزوهای قلبی ام آگاهی، پس مجالی برای گفتن نیست...

 

ای غایب از نظر به خدا می سپارمت

جانم بسوختی و به دل دوست دارمت

 

----------------------------

هدیه ای به مناسبت نیمه شعبان 1427

********اگر امام زمان رو ببینید دوست دارید چه سوالی ازش بپرسید ؟ ( به همین زودی ها خواهد آمد)*******



با یاد خدا


اللهم عجل لولیک الفرج


سلام دوستان عزیز در راستای تکاپوی انجمن ها برای جشن نیمه ی شعبان

ما هم تصمیم گرفتیم در تالار صندلی داغ یه حرکتی داشته باشیم

حالا هر چه میخواهد دل تنگتان از آقا بپرسید .redface

******از آقا امام زمان چه سوالی دارید ؟ بپرسید !!***

به زیباترین سوال هدیه ای هم میدیم winkredface






 
 
 |    نوشته شده توسط اکبر و صادق
 
 
   
 
 
 

 یا علی

لَقَدْ اَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّنات ِوَ اَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الميزانَ لَيَقُومَ الناسُ بِالْقِسْطِ؛

ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم و با آنها كتاب و ميزان نازل كرديم تا
مردم قيام به عدالت كنند. (حديد، 25)

ه ـ جمع‏گرايي و پرهيز از اختلاف در امر دين و دنيا

در سوره آل‏عمران، آمده است:

وَ اعْتَصِموُا بِحَبْل ِاللَّه ِجَميعاً وَ لا تَفَرَّقوُا؛

و همگي به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد. (آل‏عمران، 103)


تعريف دين

يكي از فوايد بيان اصول گذشته تعريفي عميق و دقيق و شفاف از دين است كه با توجه به
مجموعه مباحثي كه در اصول گذشته بيان شد مي‏شود دين اسلام را چنين تعريف نمود:

دين عبارت است از: راهنمايي خداوند براي جهت‏دهي انسان در تمامي زواياي زندگي
او، اعم از عقيده و عمل، به غرض وصولش به كمال حقيقي كه به واسطه پيغمبر(ص) ابلاغ
شده است.

مزاياي اين تعريف عبارتند از:

الف ـ دين، حضوري شفاف در تمامي صحنه‏هاي زندگي دارد.

ب ـ آنجا كه پاي فكر و عقيده هم در ميان باشد، دين راهنماست.

ج ـ هدف دين نه دنياست و نه آخرت، بلكه سعادت كه همان كمال حقيقي است
مي‏باشد.

د ـ زندگي دنيوي و تنعمات مادي آن براي انسان پسنديده است به شرط آنكه جهت
خدايي داشته باشد.


تعاريف ديگر

در مقابل اين تعريف دو گرايش ديگر در تعريف دين است كه يكي با رويكردي دنيوي
است و ديگري آن را امري اخروي محض و بي‏رابطه با اعمال دنيوي انسانها مي‏داند. و چون
هنگام بررسي اقسام رابطه دين و دنيا در ادامه به آنها اشاره مي‏شود، از ذكر آنها در اينجا
خودداري مي‏كنيم.

یا عباس 


رابطه دين و دنيا

در باره رابطه دين و دنيا نظرها مختلف و گرايشها متفاوت است، كه در اينجا به
شش نظر اشاره شده و مورد بررسي قرار مي‏گيرند. آنگاه نظريه‏اي كه مطلوب اين نوشتار
است خواهد آمد.

دين ابزار دنيا و وسيله عمران و آباداني آن از طريق ايجاد اخوت و برادري و برابري
ميان بشر است.

اين تصوير كه صريح برخي از كلمات غربيان‏ [15] و لازمه كلمات برخي از فلاسفه‏ [16]
مي‏باشد، بر پايه دنياگرايي دين مطرح شده است.

ملاحظاتي كه در اين رابطه است عبارتند از:

الف ـ ادعاي اينكه هدف نهايي دين فلاح دنيوي است كه همان برخورداري از مواهب
طبيعت و زندگي در سايه عدل و آزادي و برابري مي‏باشد، ماده‏پرستي است.
[17]

ب ـ انسان به معرفت اخروي بيشتر نياز دارد تا به قوانين دنيوي محض. چگونه امكان
دارد نياز قليل از طرف دين برطرف شود اما نياز اصيل و كثير همچنان باقي بماند.

ج ـ اين نگرش با متن هيچ يك از اديان آسماني سازگار نيست.

عمران و آباداني دنيا يكي از دو وظيفه اصلي دين است و هدف ديگر آن سعادت
اخروي انسانهاست. يعني پيامبران دو مقصد مستقل داشته‏اند يكي مربوط به سعادتي با
هويتي دنيوي و ديگر، آن سعادت اخروي كه هويتي روحي دارد.
[18]


ملاحظات:

الف ـ رابطه دنيا و آخرت در اين تصوير ناديده انگاشته شده است.

ب ـ عمران و آباداني دنياي مستقل از آخرت فاني شدني است و نمي‏تواند هدف باشد.

ج ـ مطالعه درون‏ديني ما را به يك هدف نهايي كه كمال است رهنمون مي‏سازد.

از منظر دين، دنيا مقدمه آخرت است. پس ارزش واقعي از آن ِآخرت است و دنيا
وسيله است.
[19]

 یا زهرا 
مورد انسان تمام بودن خلقت به اين است كه به كمال وجوديش در دنيا و آخرت
هدايت شود. [23]

پس هدف اصلي كمال حقيقي است و اين كمال از اوصاف روح مي‏باشد و روح چون دنيا
و آخرت ندارد، در هر دو جهان وجود دارد. پس كمال او هم مي‏تواند چنين باشد. البته
مفاهيمي همانند سعادت، كمال و رشد از كلماتي هستند كه داراي درجه‏ها و مراحل مختلفي
مي‏باشند، انسان با اولين حركت الهي خود چيزي را از آن كمال صاحب مي‏شود و هر قدر
تلاش بيشتري نمايد كمال بيشتري به دست مي‏آورد و چون كمال نامحدود است، انسان
دايماً در حال سير به كمال بيشتري است.

و اين سير در دنيا و آخرت براي صالحان استمرار دارد: در دنيا به خاطر عمل و در آخرت
به خاطر نتايج برخي از اعمال كه در روايات آمده است.

پس هدف اصلي دين، سعادت معنوي و كمال حقيقي انسان است. به طوري كه ديدن بستر
مناسبي براي رشد معنوي انسانها ايجاد مي‏كند.

اگر در متون ديني بيشتر از مقدمه بودن دنيا براي آخرت سخن گفته شده است، به خاطر
آن است كه دنيا بسيار كوتاه ولي آخرت حيات جاويد است و نيز انسان مؤمن در دنيا
گرفتاري‏هايي هم دارد ولي در آخرت آنچه ظهور و بروز دارد ملكات و كمال اوست. پس
منظور از آخرت، كمال اخروي است كه در دنيا هم براي انسان حاصل شده و الا در آخرت هم
براي او نخواهد بود.


چكيده مطالب

در اين مقاله مسايل زير بيان شد:

قبل از بيان تعريف دين و رابطه آن با دنيا پنج اصل وجود دارد:

الف ـ در دين‏شناسي، مطالعه برون‏ديني و درون‏ديني لازم است.

ب ـ هدف و گوهر دين، ايجاد بستري مناسب براي وصول انسان به كمال است.

ج ـ هر حالت ذهني و عملي يا مقرّب انسان به كمال يا مبعّد او است.

د ـ دين تنها راهنماي انسان به مصاديق كمال‏بخش يا شقاوت‏آور است.

ه ـ هر حالت ذهني و عملي ارادي در اسلام داراي حكمي است.

تعريف دين: راهنمايي خداوند براي جهت‏دهي انسان در تمامي زواياي زندگي او، اعم
از عقيده و عمل، بغرض وصولش به كمال حقيقي است كه به واسطه پيغمبر(ص) ابلاغ
شده است.
 
 
 |    نوشته شده توسط اکبر و صادق
 
 
   
 
 

بسم رب المهدی

سلام به همه چله نشینان صفحات انتظار
نمیدونم چی شد یاد این متن افتادم که تو احوالات شب معراج برای پیامبر (ص) رقم زده شده. به قول بزرگواری که میگه: امروز روزی معنوی مون این بوده! انگاراین بار ما هم باید مهمون این شب بزرگ باشیم. شبی که در اون پیامبر اسلام سوار بر براق به دیار نادیده ها نائل شدند.

گفتگوی پیامبر (ص)با فرشته ای به نام عزرائیل در شب معراج!

جناب ملک الموتی که دور و نزدیک همه مون ملاقاتی با ایشون داریم...

پیامبر اسلام (ص) از عزرائیل پرسید: آیا هر کس در هر جایی که به حال موت می افتد تو او را می بینی و بر بالین بسیاری از چنین انسان هایی حاضر میشوی؟
عزرائیل (ع)  جواب داد:

آری ای محمد! بدان که تمام دنیا و هرچه در آن است به امر و اراده خداوند در تسخیر من است... و هیچ خانه ای نیست مگر اینکه در هر روز پنج نوبت به آن خانه سر میزنم. وقتی میبینم مردمی جمع شده و برای مرده خودشان گریه میکنند به انها میگویم: گریه نکنید که دوباره نزد شما برمیگردم و آنقدر می ایم و میروم تا هیچ کدام از شما را باقی نگذارم.

رسول خدا(ص) از جبرئیل (ع) پرسید: آیا برای انسان حالتی سخت تر از مرگ هم وجود دارد؟

جبرئیل (ع) جواب داد: سختی بعد از مرگ شدیدتر و سخت تر از خود مرگ است!

 

روایت جابربن یزید جعفی از پیامبر (ص) هنگام معراج:

شیخ اقدام احمدبن محمد بن عیاش در «مقتضب الاثر» روایت کرده از جابربن یزید جعفی که گفت: شنیدم سالم بن عبدالله بن عمر بن الخطاب میگفت:

شنیدم رسول خدا(ص) میفرمود: خدای عزوجل وحی فرستاد به سوی من در ان شبی که مرا به سوی خود برد که:«ای محمد! چه کسی را جانشین خود کردی در زمین بر امت خود؟» و او داناتر بود به این.

گفتم ای پروردگار من! برادرم را.
فرمود: ای محمد (ص) ! علی بن ابیطالب (ع) را؟
گفتم:اری! ای پروردگار من!
فرمود: ای محمد! من واقف  و اگاه شدم بر زمین. پس برگزیدم تو را از ان. پس ذکر نمیشوم مگر آنکه تو ذکر شوی با من. آنگاه در مرتبه دوم به نظر علمی نگاه کردم به آن. پس اختیار کردم از آن علی بن ابیطالب(ع) را. پس گرداندم او را وصی تو.

پس تویی سید انبیاء و علی است سید اوصیاء. آنگاه مشق کردم از برای او اسمی از نامهای خود. پس منم اعلی و اوست علی.

یا محمد! به درستی که من خلق کردم علی و فاطمه و حسن و حسین و ائمه را از یک نور. آنگاه عرضه داشتم ولایت ایشان را بر ملائکه. پس هر که قبول کرد آن را از مقربان شد. و هر کسی انگار نمود آنرا از کافران شد.

ای محمد! اگر بنده ای بندگان من عبادت کند مرا تا آنکه منقطع شود آنگاه ملاقات کند مرا با انکار ولایت ایشان داخل میکنم او را در اتش خود.
آنگاه فرمود: ای محمد! آیا دوست داری که ایشان را ببینی؟
گفتم: آری.
فرمود: پیش برو در جلو خود.
پس پیش رفتم. دیدم علی بن ابی طالب و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی  و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی و حجه قائم را که گویا مثل ستاره درخشان است در وسط ایشان. پس گفتم: ای پروردگار من! کیستند اینها؟

فرمود: ایشان امامانند و این کسی که ایستاده است حلال میکند حلال را و حرام میکند حرام را و انتقام میکشد از اعدای من.

ای محمد! او را دوست دار  زیرا که من او را دوست دارم و دوست دارم کسی را که او را دوست میدارد.

منبع: نجم الثاقب و کتاب سیری در شب

 التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

 
 
 |    نوشته شده توسط اکبر و صادق
 
 
   
 
 

۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷

                   یا علی حیدر مدد                  

۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸

*************************************************

 
 
 |    نوشته شده توسط اکبر و صادق
 
 
   
 
 

 

  ميلاد چهارمين اخترآسمان امامت حضرت زين العابدين (ع)

 

                              به همه مسلمين جهان مبارك باد .

 

 

 

((اللهم عرفتنی نفسک فانک ان لم تعرفنیی

نفسک لم ءاعرف نبیک ،اللهم عرفتنیی

رسولک ،فانک ان لم تعرفنیی رسولک لم

ءاعرف حجتک ، اللهم عرفتنیی حجتک فانک

ان لم تعرفنیی حجتک ضللت عن دینی ))

****************************************

(( بار خدایا تو مرا به خود شناسا کن که اگر خودت را

به من نشناسانی پیغمبرت را نخواهم شناخت .

بار خدایا تو رسولت را به من بشنا سان که اگر رسول

خود را به من نشناسانی حجتت را نخواهم شناخت .

پروردگارا حجتت را به من بشناسان که اگر حجتت

خود را به من نشناسانی از دین خود گمراه خواهم شد)).

 برای آمرزش روح پدرم صلوات بر  محمد آل محمد

 
 
 |    نوشته شده توسط اکبر و صادق
 
 

pctfx3.1

Desert Fix Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي زيباي وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Porteghal Web Hosting

میزبانی میزبان هاست دامین هاستینگ دامنه دومین